تبليغاتX
Susa Web Tools

به یاد سردار عشق



به یاد سردار عشق

فان حزب الله هم الغالبون




جواد عنایتی در اردیبهشت سال ۱۳۴۳، در محله فخارخانه، در شهرستان بیدگل متولد

 شد جواد عنایتی، به تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۶۵، در سومین روز عملیات کربلای پنج

 در منطقه شلمچه در جریان بمباران شیمیایی دشمن بعثی مجروح شد و ۶ روز بعد

در بیمارستان شهید فیاض بخش تهران، به دلیل شدت جراحات وارده بال در بال ملائک

 گشود.

خواهرهایی جواد، مثل همهٔ خواهر‌ها واقعادوست داشتند عروسی‌اش را ببینند. راستش

خیلی‌ها چشم به راه ازدواج او بودند. شخصیت و مرامش به قدری شاخص و توی

چشم بود که هر کس علاقه داشت ببیند چنین دسته گلی، چگونه خانه و خانواده تشکیل

 خواهد داد. یک بار همشیره‌هایش دورش را گرفتند و گفتند: دیگه وقتشه جواد. ما

می‌خوایم زنت بدیم. نه نیاری که دل آیجی‌ها می‌شکنه؟ بگو چشمت دنبال کیه تا

بریم پاشنهٔ در خونه شو دربیاریم. از خداشم باشه. کی بهتر از تو... و از این جور حرفا.

 جواد خیلی تو دار و با حیا بود. صد تا رنگ عوض می‌کرد وقتی پای این حرفا می‌ومد

 وسط. دختر‌ها که دیدند قفل زبان برادر باز نمی‌شود، پا پی‌اش شدند که باید روی

کاغذ برای ما اسمشو بنویسی. جواد برگه را برداشت و نوشت. خواهر‌ها کلی ذوق کردند

و ورق را قاپ زدند و خواندند اما از قیافه‌هایشان معلوم بود که دمق شده‌اند اما

چیزی هم نگفتند. من که شاهد قضایا بودم، رفتم کاغذ را برداشتم و خواندم. دلم

هری ریخت. نوشته بود: «مزد جهاد، شهادت است»

راوی: پدر شهید


+ نوشته شده در 90/11/08 | ساعت13:59 | توسط محمدرجنی |





 

از علامه جعفری می‌پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!

 

ایشون هم فرمودن ادامه مطلب رو ازاینجا   بخونید icon biggrin خاطره علامه جعفری از زیباترین زن دنیا ...


+ نوشته شده در 90/11/06 | ساعت10:57 | توسط محمدرجنی |

ادامه مطلب




 

سلام دوستان دوباره آقامون  و ولی نعمت ما ایرانیان

 اجازه پای بوسی بارگاهش را نصیبم کرده پس تا

 پنجشنبه التماس دعا و همگی منو حلالم کنید در

ضمن برای همتون دعا میکنم.


+ نوشته شده در 90/11/01 | ساعت18:8 | توسط محمدرجنی |





 

خراسان می‎دهد بوی مدینه                             خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته                          در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟                            چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دل‎ها با رضا داشت                         چه شب‎هایی که ذکر یا رضا داشت

خراسان کربلای دیگر ماست                           مزار زاده‎ی پیغمبر ماست

خراسان! می دهد خاکت گواهی                     ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند                              امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند                         چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند                           به تهدید و به ظلم و قهر دادند

ز نارِ زهرِ دشمن، نور می‎سوخت                        سرا پا همچو نخل طور می‎سوخت

ز جا برخاست با رنگ پریده                             غریبانه، عبا بر سر کشیده

گهی بی‎تاب و گه در تاب می‎شد                        همه چون شمع روشن آب می‎شد

میان حجره ی در بسته می سوخت                  نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش                               دریغا کس نبودی در کنارش

به خود پیچید و تنها دست و پا زد                     جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش دریای خون، چشمش به در بود                 امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می‎گشت قلبش پاره پاره                            پسر می‎کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد                    پسر هم مثل او بی‎تاب می شد

پدر آهسته چشم خویش می‎بست                    پسر می‎دید و جان می داد از دست

پسر از پرده‎ی دل ناله سر داد                        پدر هم جان در آغوش پسر داد

"غلامرضا سازگار"

 


+ نوشته شده در 90/11/01 | ساعت17:56 | توسط محمدرجنی |





 

طرح نوشت :

 تقدیم به ولی نعمت کشورمان... و ضامن ما پیش او...

سلام بر سلطان غریبان...

دل نوشت :

(دل نوشت این پست با بازدیدکنندگان)

جهت دیدن عکس در اندازه واقعی اینجا راکلیک کنید.

 


+ نوشته شده در 90/10/30 | ساعت12:53 | توسط محمدرجنی |





 

جهت دیدن عکس در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید.

 


+ نوشته شده در 90/10/30 | ساعت12:34 | توسط محمدرجنی |





 

پی نوشت :

اگه بابا نیست تا نقاشی ام را ببینه ولی بابا خامنه ای که هست به اون نشون میدم.

جهت دیدن عکس در اندازه واقعی اینجا راکلیک کنید.

 


+ نوشته شده در 90/10/30 | ساعت12:14 | توسط محمدرجنی |





 

نامه وارده/

 
آقای مجیدی! انحلال جمهوری اسلامی مهمتر است یا خانه سینما؟

 

آقای مجیدی! گفتید که رابطه شما با آقای خامنه‌ای رابطه‌ای رفاقتی است. آن روزها شنیدید

 که اهالی فتنه به ساحت ایشان اهانت کردند اما شما نه به خاطر عالی‌ترین مقام رسمی کشور

 و نه به خاطر رهبر انقلاب و نه به خاطر ولایت فقیه ، حتی به خاطر رفیقتان و رفاقتتان هم لب

از لب وا نکردید.

 

خبرگزاری فارس: آقای مجیدی! انحلال جمهوری اسلامی مهمتر است یا خانه سینما؟

 

 «زهرا پولادگر» که خود را «مخاطب عادی سینما» معرفی کرده، در نامه‌ای که در اختیار بخش

 سینمایی خبرگزاری فارس قرار داده، نسبت به نامه اخیر مجید مجیدی به همراه جمعی از سینماگران

که درخصوص انحلال سینما نگاشته شده بود، واکنش نشان داد.


متن کامل این نامه ازاینجابخوانید.


+ نوشته شده در 90/10/24 | ساعت18:57 | توسط محمدرجنی |

ادامه مطلب




 

 

جهت دیدن عکس دراندازه واقعی اینجا راکلیک کنید.

 


+ نوشته شده در 90/10/22 | ساعت19:47 | توسط محمدرجنی |





جوان ثروتمندي نزد عالمي رفت و از او اندرزي خواست. عالم او را به كنار پنجره برد و پرسيد: چه مي بيني؟
گفت: آدم هايي كه مي آيند و مي روند و گداي كوري كه در خيابان صدقه مي گيرد.
بعد آينه بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد: در آينه نگاه كن و بگو چه مي بيني؟
گفت: خودم را مي بينم.
عالم گفت: پس ديگر ديگران را نمي بيني... و چنين ادامه داد: آينه و پنجره هر دو از يك ماده اوليه ساخته شده اند؛ شيشه. اما پشت آينه را لايه نازكي از نقره پوشانده؛ همان علتي كه سبب مي شود جز شخص خودت را در آن نبيني.
اين دو شيء شيشه اي را با هم مقايسه كن.
وقتي شيشه فاقد جيوه باشد(پاك و شفاف و بدون مانع)، مي توان از پشت آن ديگران را ديد و به آنها احساس محبت كرد، اما وقتي از جيوه پوشيده مي شود (داراي مانع مي شود)، تنها خودت را مي بيني. درست مثل انسان هايي كه گاهي موانعي چون ثروت، شهرت، جاه و مقام و ... قوه بينايي اشان را براي ديدن ديگران كم سو و بسا كور مي كند.
تنها وقتي ارزش داري كه شجاع باشي و آن پوشش جيوه اي را از جلوي چشم هايت برداري، تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوست شان بداري ...

+ نوشته شده در 90/10/22 | ساعت12:49 | توسط محمدرجنی |





طرح نوشت : اربعین هم آمد...و هنوز امضا نکردی...

دل نوشت :
 محشــر دوبــاره از غــم او ســينه مـيزنـيم
آنجا خدا به خير کند ، محشري به پاست



+ نوشته شده در 90/10/22 | ساعت12:44 | توسط محمدرجنی |





راويان دفاع مقدس كه هسته اوليه آن در دفتر سياسي سپاه (از همان اوايل آغاز جنگ) شكل گرفت به لحاظ مأموريت شان كه ضبط و ثبت كليه مراحل شكل گيري و انجام يك عمليات با حضور دائم و لحظه به لحظه در كنار فرماندهان بود، داراي خاطرات زيادي از آن دوران هستند كه بازگو كردن آنها براي نسل هاي آينده جالب و در عين حال لازم است. در ادامه به يكي از اين خاطرات اشاره مي شود.
در ايام عمليات والفجر 2 در سال 1362 عازم پيرانشهر شدم. قرار بود در خدمت برادر حسين همداني، فرمانده وقت تيپ 57 ابوالفضل(ع) باشم. چند روزي با ايشان بودم كه در اولين مراحل عمليات در پاي ارتفاع «كدو» يا همان 2519 بر اثر اصابت تركش خمپاره اي مجروح شديم. دوستي كه جراحاتش بيشتر بود، راهي بيمارستان و سپس عقبه شد. چون مجروحيت من سطحي بود، پس از مداوا عازم منطقه شدم و قرار شد در خدمت فرمانده شجاع و دلاور جنگ برادر احمد كاظمي، فرمانده لشكر نجف اشرف باشم. آشنايي ام با وي از عمليات هاي والفجر مقدماتي و يك بود. ولي راوي ايشان نبودم. شنيده بودم كمي بدقلق است و با هر راوي اي راحت همراهي نمي كند. در مقر لشكر 8 عقب نشسته بودم كه آمد مثل هميشه سر حال، با جنب وجوش و قبراق تا من را ديد، گفت: تو سياسي هستي؟ گفتم: بله. گفت: قرار است پيش من باشي؟ گفتم بله. گفت: اصفهاني هستي؟ گفتم: بله (همه پاسخ هايي را كه مي دادم همراه با كمي اضطراب بود.) گفت: زرنگ و فعال كه هستي؟ باز هم گفتم: بله. گفت: ببينيم و تعريف كنيم. خلاصه اين مرحله به خير گذشت و كارم را شروع كردم. هماهنگي با گردان ها و مسئولان محورها به پايان رسيد و همه آماده عمليات شدند. شب بود. برادر احمد گفت: سياسي برويم حمام. گفتم: حمام براي چي؟ هوا سرد است. گفت: برويم غسل شهادت كنيم. من يك لحظه جا خوردم. با خودم گفتم مگر قرار است حتماً شهيد شويم؟ خلاصه رفتيم در كانكسي و غسل شهادت كرديم.
نيروها عازم دهكده «رايات» شده بودند و ما هم با برادر احمد مسئول عمليات لشكر، بي سيم چي و يك رزمنده عازم مقر فرماندهي شديم. شب بود و هوا سرد و منطقه ناامن، كمي ترسيده بودم. برادر احمد گفت: بايد برويم سمت بالاي ارتفاع. ساعاتي راه رفتيم تا رسيديم به نزديكي هاي قله كه مشرف بر منطقه عملياتي يعني رايات بود. فكر مي كردم كه مقر فرماندهي سنگري مستحكم، با بي سيم هاي متعدد و حفاظت شديد و ... است. به يال بالايي كه رسيديم گودالي را مشاهده كردم. برادر احمد وارد گودال شد، بقيه هم وارد گودال شدند. من هم داخل شدم. مانده بودم براي چي داخل گودال ماندند و شروع به بحث هاي عملياتي كردند. خدا رحمت كند «حاج اكبر آقا بابايي» هم كه از فرماندهان كردستان بود به جمع ما ملحق شد. برادر احمد بسيار شاد بود و مثل هميشه شوخي مي كرد، يك دفعه گفت: سياسي مي بيني اينجا سنگر فرماندهي ما است، سقفش آسمان آبي پر ستاره است و بدنه و زمينش خاك و سنگ. تازه متوجه شديم اين چاله سنگر فرماندهي لشكر نجف در عمليات والفجر2 است.
خلاصه ما هم تا صبح مكالمات هدايت عمليات را ضبط كرديم.در آن شرايط بسيار طبيعي تبادل آتش بين نيروهاي خودي و دشمن را مي ديدم كه صحنه هاي بسيار جالبي بود.شهيد احمد كاظمي از فرماندهاني بود كه هدايت عمليات را در صحنه عمليات انجام مي داد. معتقد بود فرمانده بايد صحنه را ببيند و در كنار نيروها باشد تا بتواند تصميم صحيح بگيرد.

محمدرضا دياني - راوي دوران دفاع مقدس

+ نوشته شده در 90/10/22 | ساعت12:37 | توسط محمدرجنی |





مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشيد و راهي

 خانه خدا شد. در راه مسجد، زمين خورد و لباس هايش كثيف شد، بلند شد و به خانه

 برگشت و پس از تعويض لباس هايش دوباره راهي مسجد شد. در راه، در همان نقطه

 مجدداً زمين خورد! دوباره بلند شد و به خانه برگشت. بار ديگر لباس هايش را عوض كرد

 و راهي مسجد شد. اين بار در راه، با مردي كه چراغ در دست داشت برخورد كرد. مرد

 گفت: من ديدم شما در راه مسجد، دو بار به زمين افتاديد، از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم

راه تان را روشن كنم! مرد از ايشان تشكر كرد و هر دو راه شان را به طرف مسجد ادامه

 دادند. همين كه به مسجد رسيدند، مرد نمازگزار از مرد چراغ به دست درخواست كرد تا

به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. اما اين مرد از رفتن به داخل مسجد خودداري كرد.

 مرد نمازگزار سوال كرد كه چرا وارد مسجد نمي شويد تا نماز بخوانيد. مرد چراغ به دست

 پاسخ داد: من شيطان هستم و توضيح داد: اين من بودم كه باعث زمين خوردن شما

مي شدم. بار اول وقتي به خانه رفتيد و خودتان را تميز كرديد و برگشتيد، خدا همه گناهان

 شما را بخشيد. من براي بار دوم، باعث زمين خوردن شما شدم، اما باز هم به مسجد

 برگشتيد. خدا به خاطر اين كار شما، همه گناهان افراد خانواده ات را بخشيد. من ترسيدم

 كه اگر يك بار ديگر باعث زمين خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان همه افراد دهكده تان

را ببخشد، بنابراين، اين بار خواستم تا سالم به مسجد برسيد!


نظر:اين داستان به خوبي نشان مي دهد كه شيطان براي رسيدن به مقصود خود

كه همان گمراهي و انحراف فرزندان آدم است، از هر وسيله و ابزاري استفاده مي كند،

شايد اين ابزار، در قالب كار و امري خير!نيز انجام پذيرد. اين مسئله، هوشياري و دقت

بيشتر انسان به ويژه افراد مومن و نيكوكار را مي طلبد كه شيطان براي از راه به در كردن

اين افراد، معمولاً حيله و مكري بنا به خلقيات اين افراد به كار مي بندد، مثلاً ممكن است

 مومن را با كارهايي به ظاهر ديني و مذهبي از راه درست منصرف كند.

 


+ نوشته شده در 90/10/22 | ساعت12:29 | توسط محمدرجنی |





 
سردار کاظمی به من می‌گفت، "می‌روم شده پادگان ولیعصر را می‌فروشم
پول برایت می‌آورم، فقط تو برو سلاحی که جنگ ما با دشمن را نامتقارن
می‌کند، بساز". نتیجه آن طرز تفکر هم اینکه امروز نیروی هوایی سپاه اولین
 هلی‌کوپتر تک سرنشین را کاملاً موفق ساخته است. آن هم از طراحی تا تولید.
 
 

+ نوشته شده در 90/10/20 | ساعت19:53 | توسط محمدرجنی |

ادامه مطلب




 

برای دیدن تصویر در اندازه اصلی اینجا را کلیک کنید.

 


+ نوشته شده در 90/10/20 | ساعت18:12 | توسط محمدرجنی |





 حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای فرمانده کل قوا به اظهار ارادت کارکنان ولایتمدار

 صنایع مهام پارچین پاسخ دادند.

خبرگزاری فارس: پاسخ فرمانده کل قوا به نامه کارکنان صنایع پارچین

 چندی پیش کارکنان صنایع مهام پارچین وزارت دفاع نامه‌ای به محضر حضرت آیت‌الله

 العظمی خامنه‌ای ارسال کرده‌اند که متن آن به شرح زیر است:

امام عزیز!


جان بر کف، قوی و با همتی بلند و جهادی ایستاده‌ایم.


و ای عزیز جان به شوق دیدارت چشم براه.

"عقیدتی سیاسی، حفاظت اطلاعات، مدیریت و کارکنان صنایع مهام پارچین"

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا نیز در پاسخ به این نامه نوشته‌اند:

خداوند شما را از تفضل و توفیق خود برخوردار سازد.


آینده در گرو عزم و همت و تلاش شما است.


ان شاء‌الله سربلند باشید.


پاسخ فرمانده کل قوا به نامه کارکنان وزارت دفاع



+ نوشته شده در 90/10/20 | ساعت16:55 | توسط محمدرجنی |







 رستم رفیعیان ، از بچه های مسجد سیاهپوشان دزفول ، درست در همان سالی متولد شد

 که امامش پرچم قیام برافراشت و ۲۰ سال بعد ، به نام نامی امامش ، با همسرخویش پیمان

 وفا بست و ده ماه پس از آن ، طی عملیات خیبر ، پیمان خود با حضرت روح الله را به خون

 خویش امضا کرد و در حجله ی شهادت آرمید.

آن چه می بینید ، کارت دعوت به مراسم ازدواج شهید رستم رفیعیان است. کارتی که صفا

 و پاکی آن سال های آسمانی در آن موج می زند. روحمان با یادش شاد:


شهید رستم رفیعیان جمعی لشکر ۷ ولی عصر(صلوات الله علیه)
 

+ نوشته شده در 90/10/19 | ساعت18:51 | توسط محمدرجنی |





 
با حضور گسترده امت شهید‌پرور در ۶ استان کشور
 
پیکر مطهر ۱۱ شهید دفاع مقدس در اربعین سالار شهیدان تشییع می‌شود

 همزمان با اربعین شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش، پیکرهای طیبه

 11 شهید گلگون کفن، در استان‌های تهران، اصفهان، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی

، مازندران و کرمان تشییع و به خاک سپرده می‌شود.

خبرگزاری فارس: پیکر مطهر ۱۱ شهید دفاع مقدس در اربعین سالار شهیدان تشییع می‌شود

 همزمان با اربعین شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران

باوفایش، روز 24 دی ماه پیکرهای مطهر و نورانی 11 شهید دفاع مقدس در 6 استان تشییع

 و به خاک سپرده می‌شود.

بنابر اعلام بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، این شهدای معظم مربوط به

عملیات‌های مطلع الفجر، والفجر 3، والفجر 4، والفجر 8 و درگیری با دشمن در سال

66 هستند که به ترتیب در مناطق عملیاتی، گیلانغرب، مهران، پنجوین، فاو و سومار

کشف شده‌اند.

از بین این تعداد شهید معظم، 8 شهید گمنام با درخواست عموم مردم و مسئولان در

شهرستان بردسکن استان خراسان رضوی، شهرستان کشکوئیه استان کرمان،

شهرستان نکاء و شهرستان نور استان مازندران آرام می‌گیرند.


پیکرهای مطهر 3 شهید دفاع مقدس شناسایی شده‌اند که در شهرهای تهران، اصفهان

 و هشترود تشییع و به خاک سپرده خواهند شد.

پیش از این، پیکر 10 شهید دوران دفاع مقدس کشف شده بود که تا زمان مخابره این خبر

 پیکر مطهر شهید دیگری تفحص شده که به همراه سایر شهدا در اربعین حسینی تشییع و

 خاکسپاری خواهد شد.
بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در پایان با دعوت از عموم مردم شهیدپرور

 شهرهای یاد شده به ویژه جوانان عزیز درخواست کرد تا با شرکت گسترده خود در مراسم

تشییع پیکر مطهر شهدا با آرمان‌های شهیدان تجدید پیمان کنند.


+ نوشته شده در 90/10/19 | ساعت18:42 | توسط محمدرجنی |





فکر کنم الان دیگه همه می دونند "باربی" یکی از سلاح های موثر تهاجم فرهنگی استعمار

برای کودکان و حتی بزرگسالانه که خیلی از اهداف خودش رو با این اسلحه پیش می بره که

فقط یک نمونه اش الگوسازی در ناخودآگاه ذهن کودکان ماست.

دیروز وقتی خاطره ای رو درین باره می خوندم از تدبیر ساده اما موثر یک مادر خردمند و

مومن غرق شعف شدم که چطور یک تهدید به نام باربی رو برای فرزند خودش تبدیل به یک

فرصت کردند.

خاطره رو با هم بخونیم:

عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...

دست و پاش ۹۰درجه کج و راست میشد و انگشتای ظریفی داشت.. 

و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مث خونه کوچیک،ماشین کوچیک)

بودم رویا بود...

خونه یکی از دخترهای افه ای فامیل بودیم

که برای آب کردن دل من ، کمد باربی هاشو بهم نشون داد...

 باباش وقتی سفرهای دریایی میرفت یکی از اینا رو براش می آورد... عید اون سال مامانم

بعد از اصرار فراوان برام یکی از اونا رو با تمام وسایلش خرید.... اون سال من به تکلیف

 رسیده بودم و باربی من لباس درست و حسابی نداشت....مامانم قاطیِ بازی کردن من میشد و

 میگفت آخه اینکه اینطوری نمیتونه بره بیرون...

و براش یه شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه....

فکر میکنید چی شد؟

زانوهای باربی ام شکست....

چون با من نماز میخوند و من وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه زانوهاشو تا ته خم

میکردم...

و طبعا یک باربی آمریکایی عادتی به دو زانو چهار زانو نشستن نداره و اصلا خمی زانوهاش

 تا این حد طراحی نشده....

من بعد از اون ۵ -۶ تا باربی دیگه خریدم و همشون بعد از دو روز زانو نداشتند...

داشتم فک میکردم چقد تحت تاثیر این عروسک بودم؟

مامانم یه کاری کرد که من فک کنم بازیه

ناخناشو با هم کوتاه کردیم چون میرفت مدرسه

لاکاشو پاک کردیم...

موهاشو بافتیم

مث خودم چادر سرش کردم

و نماز جمعه هم میرفت...

مامانم خیلی ساده نذاشت من مث باربی بشم چون باربی مث من شد...

و این راه حل خوبی بود تا وفتی که جایگزینی براش پیدا میکرد.

 


+ نوشته شده در 90/10/17 | ساعت17:9 | توسط محمدرجنی |





 

آغاز رزمايش شهداي وحدت از امروز (شنبه) در شرق كشور
 

سردار پاكپور اعلام كرد: رزمايش شهداي وحدت از امروز (شنبه) در منطقه شرق كشور آغاز شد.

به گزارش سپاه نيوز؛ سردار سرتيپ پاسدار محمد پاكپور، فرمانده نيروي زميني سپاه

 پاسداران انقلاب اسلامي در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار سپاه نيوز از آغاز مرحله

مقدماتي رزمايش شهداي وحدت از امروز (شنبه) در شرق كشور و منطقه عمومي خواف

 خبر داد و افزود: مرحله اصلي اين رزمايش دوشنبه برگزار مي شود.


فرمانده نيروي زميني سپاه با تشريح اهداف برگزاري رزمايش شهداي وحدت، اظهار داشت:

 اين رزمايش به منظور تقويت امنيت مرزهاي جمهوري اسلامي ايران و نيز در راستاي انجام

 رزمايش‌هاي تقويمي نيروي زميني سپاه در جهت حفظ و ارتقاء آمادگي رزمي و يگاني اين نيرو

 برگزار مي‌شود.


وي افزود: انتقال تجربه از نسل دفاع مقدس به نسل جديد و افسران جوان ،همچنين تمرين

 استراتژي‌هاي تاكتيكي نيروي زميني در بخش‌هاي مختلف رزمي در نبرد ناهمگون از ديگر

اهداف برگزاري رزمايش شهداي وحدت است.
سردار پاكپور تصريح كرد: در اين رزمايش بخشي از توانمندي‌ها و نوآوري‌هاي جديد نيروي

 زميني سپاه در ابعاد تاكتيكي و تجهيزاتي به نمايش در مي‌آيد.
وي حفظ آمادگي دفاعي و تمرين نيروها در شرايط سخت جوي را از ديگر اهداف برگزاري

 اين رزمايش خواند و اذعان داشت: رزمايش شهداي وحدت در منطقه عمومي خواف در شرايطي

 برگزار مي‌شود كه برودت و سرماي هوا در آن منطقه به 15 تا 21 درجه زير صفر مي‌رسد.

فرمانده نيروي زميني سپاه در پايان در خصوص يگان‌هاي عمل كننده رزمايش شهداي وحدت

 گفت: در اين رزمايش بخشي از يگان هاي عملياتي قرارگاه ثامن الائمه (ع) نيروي زميني

سپاه شركت مي‌كنند

 


+ نوشته شده در 90/10/17 | ساعت17:5 | توسط محمدرجنی |





 
اباصلت بیات روایت می‌کند: حاج ذبیح‌الله وقتی داشت میان رزمنده‌ها شکلات پخش می‌کرد
 
، خبر شهادت فرزندش را شنید اما بدون اینکه تغییری در رفتار و چهر‌ه‌اش پیدا شود، گفت
 
 «عیب ندارد، اینها همه پسران من هستند».

 حاج «ذبیح‌‌الله بخشی» از دوران کودکی زندگی پرماجرایی داشت. پیوستن به آیت‌الله کاشانی
 
 و گروه نواب صفوی در کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد، مبارزه با رژیم طاغوت و حضورش
 
 در هشت سال دفاع مقدس و قربانی شدن فرزندانش در راه اسلام روایتی است از پرباری
 
 زندگی این پیرجبهه‌ها.

«اباصلت بیات» از عکاسان دفاع مقدس است که هزاران عکس از آن روزهای پر خاطره
 
به یادگار گذاشته است، در آلبوم خاطراتش، تصویری از حاج بخشی دارد که در آن حاج
 
ذبیح‌الله با شور و اشتیاق زاید الوصفی در میان حلقه‌ای از رزمندگان نشسته و در حال
 
تقسیم شکلات در میان آنهاست.

 
اباصلت بیات این عکس را اینگونه روایت می‌کند: حاجی بخشی یک خودروی تویوتا داشت
 
 که گاهی ما را به خط مقدم می‌برد. او به قدری رزمنده‌ها را دوست داشت که هرجا می‌رفت،
 
تمام رزمنده‌ها به استقبالش می‌رفتند و حاجی نیز با آنها شوخی می‌کرد و روحیه می‌داد.

در منطقه عملیاتی «کربلای۱۰» در پنجوین عراق، حاجی بخشی در حال شکلات ‌دادن
 
به رزمندگان بود؛ همان لحظه به ایشان خبر شهادت پسرش را دادند؛ حاجی بخشی بدون اینکه
 
 دستش بلرزد یا تغییری در رفتار و چهره‌اش دیده شود، گفت «عیب ندارد، اینها همه پسران
 
 من هستند».

بعد از اینکه کار حاجی بخشی تمام شد، با حاجی همراه شدم تا پیکر فرزندش را از خط
 
مقدم برگردانیم؛ فکر کنم علی فرزند کوچکشان به شهادت رسیده بود.
 
شادی روحش صلوات

+ نوشته شده در 90/10/14 | ساعت19:4 | توسط محمدرجنی |





 

از مرحوم آيت الله العظمي اراكي نقل كرده اند كه فرمود: شبي خواب اميركبير را ديدم،

 جايگاهي متفاوت و رفيع داشت: پرسيدم چون شهيدي و مظلوم كشته شدي، اين مرتبت نصيبت

 گرديد؟ با لبخند گفت: خير. سوال كردم چون چندين فرقه ضاله را نابود كردي؟ گفت: نه. با تعجب

 پرسيدم: پس راز اين مقام چيست؟ جواب داد: هديه مولايم حسين(ع) است! گفتم چطور؟ با اشك

 گفت: آنگاه كه رگ دو دستم را در حمام فين كاشان زدند؛ چون خون از بدنم مي رفت، تشنگي

 بر من غلبه كرد، سر چرخاندم تا بگويم قدري آبم دهيد؛ ناگهان به خود گفتم ميرزا تقي خان! دو تا

رگ بريدند اين همه تشنگي! پس چه كشيد پسر فاطمه(س)؟! او كه از سر تا به پايش زخم شمشير

 و نيزه و تير بود! از عطش حسين(ع) حيا كردم، لب به آب خواستن باز نكردم و اشك در ديدگانم

 جمع شد. آن لحظه كه صورتم را بر خاك گذاشتند، امام حسين(ع) آمد و گفت: به ياد تشنگي ما،

 ادب كردي و اشك ريختي و آب ننوشيدي، اين هديه ما در برزخ، باشد تا در قيامت جبران كنيم.

نظر: بسياري از ما تاكنون داستان ها و حكايات جالبي از توجه و بنده نوازي اهل بيت

(عليهم السلام) نسبت به دوستداران و علاقه مندان ايشان شنيده ايم، در حالي كه بنده نوازي اين

 بزرگواران تنها منوط به دوستداران آنان نيست و بسيار حكايت وجود دارد كه توجه و التفات اين

 بزرگان، حتي به دشمنان آنان نيز نشان مي دهد كه همه اينها نشان از عظمت و بلندي روح و

رفتار الهي ايشان است و اصولاً به همين دليل است كه غيرمسلمانان نيز در دنيا، با شنيدن

حكايات و گفتار و اعمال اهل بيت(عليهم السلام) عاشق اين بزرگان مي شدند، به گونه اي كه

ما كمتر تعريف و تمجيد از ديگر اصحاب و گاه نزديكان پيامبر(ص) شنيده يا مي شنويم.

 


+ نوشته شده در 90/10/12 | ساعت21:54 | توسط محمدرجنی |





 

طرح نوشت : تقدیم به عاشقان و حامیان ولایت...


دل نوشت : ای سید ما...ای آقای ما...دعا کن برای ما

لبیک یاخامنه ای(حفظ الله) ... لبیک یاحسین(علیه السلام) است.


+ نوشته شده در 90/10/10 | ساعت17:56 | توسط محمدرجنی |





 

در نامگذارى این ماه دو جهت ذکر شده است، یکی اینکه از «صُفْرَة (زردى)»

گرفته شده؛ زیرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاییز و زردى برگ درختان بوده است.

دلیل دیگر اینکه از  ریشه «صفر» به معنی تهی و خالی گرفته شده، زیرا مردم پس از

 پایان ماههاى حرام، روانه جنگ مى شدند و شهر‌ها خالى مى شد.

این ماه، معروف به نحوست است. از پیامبر اکرم (ص) درباره ماه صفر چنین نقل شده

است: هر کس خبر تمام شدن این ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او مى دهم.

حوادث تاریخی فراوانی در ماه صفر رخ داده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:



+ نوشته شده در 90/10/08 | ساعت13:29 | توسط محمدرجنی |

ادامه مطلب




پيامك هاي 9دي

در آستانه سالروز حماسه عظيم 9 دي روز بيعت مجدد امت با امام و ولي امر

 خود در سال 1388 چند قطعه شعر با مضمون پاسداشت آن روز تاريخي ولايت

 مداري تقديم شما همراهان مي شود. باشد تا براي زنده نگه داشتن ياد و

خاطره حماسه 9 دي مورد استفاده قرار گيرد.


ديديد هنوز عشق لشكر دارد/ ديديد كه اين قافله رهبر دارد
اي مانده نهرواني عهدشكن/ اين ملك علي مالك اشتر دارد

خنده و طعنه به اشعار و شعارم بزنيد/ تير غم بر دل ديوانه و زارم بزنيد
در حمايت ز امامم علي خامنه اي/ مي شوم ميثم تمار به دارم بزنيد


گرگ ها خوب بدانند، در اين ايل غريب/ گر پدر رفت تفنگ پسري هست هنوز
گرچه نيكان همگي بار سفر بربستند/ شيرمردي چو علي خامنه اي هست هنوز



گر كرب و بلا نبوده ايم، حال هستيم/ گر شام بلا نبوده ايم، حال هستيم
اي مردم عالم همگي گوش كنيـد/ تا آخر خون مطيع رهبر هستيم


پس چه در خانه نشستيم؟ علي تنها ماند/ منتظر بهر چه هستيم؟ علي تنها ماند
با ولي باش مگو راه ولايت سخت است/ آنكه هم پاي ولايت نرود بدبخت است


خنجر آب ديده را زنگ عوض نمي كند/ چهره انقلاب را جنگ عوض نمي كند
بگوي با منافقين به كوري دو چشم تان/ پيرو خط رهبري رنگ عوض نمي كند


اگر فرمان دهد رهبر بتازيم/ اگر او خواهد از ما سر ببازيم
وگر صبر و قرار از ما بخواهد/ بشينيم و بسوزيم و بسازيم

اي كه در علم و حكمت پخته اي و خام نه اي/ باعث عزت ايران رهبرم خامنه اي!
تو لسان الحق محتاج ني و خامه نه اي/ جان ما باد به قربان تو يا خامنه اي

 


+ نوشته شده در 90/10/07 | ساعت16:8 | توسط محمدرجنی |





 

خواصي كه هيچ گاه بيدار نشدند

مقدمه: فتنه 88 را مي توان پيچيده ترين و خطرناك ترين فتنه از ابتداي پيروزي انقلاب تا

به اين تاريخ دانست. فتنه اي كه براي اولين بار، تمامي دشمنان داخلي و خارجي در نقطه اي

مشترك و با هدفي مشترك دور هم جمع شدند تا ريشه انقلاب اسلامي را براي هميشه از بيخ

و بن بركنند. فتنه اي كه اگر در هر كشوري اتفاق مي افتاد، كوچك ترين كاركرد آن سقوط دولت

و نظام آن بود. به واقع، اگر رهنمودها و روشنگري هاي مقام معظم رهبري و معدود خواص

 و بصيرت مردم بزرگ انقلابي كشورمان نبود، قطعاً انقلاب و نظام در جايگاهي كه امروز در آن

 قرار دارد، نبود. نكته مهم و قابل تأملي كه اين نوشتار در پي واكاوي و بررسي آن است، سكوت

 يا حمايت برخي خواص در اين فتنه است كه اگر نبود، قطعاً فتنه 88 در همان هفته هاي اوليه

 سركوب و مهار مي شد، اما افسوس كه بايد گفت، برخي خواص در بحبوحه فتنه 88 نه تنها

كاري براي مهار آن نكردند كه برخي خود از عوامل اصلي بروز و ادامه حيات آن بودند. حال سوال

 اين است كه چرا خواص در آن برهه حساس و مهم به وظيفه و تكليف شرعي و الهي خود در

 برابر فتنه عمل نكردند و يا اينكه دير عمل كردند و چرا آنجا كه بايد سكوت مي كردند، يا آنجايي

كه بايد فرياد مي زدند و وارد صحنه مي شدند، به وظيفه خود به درستي عمل نكردند؟ و ده ها

سوال ديگر.

بقیه مطالب را از اینجا بخوانید.


+ نوشته شده در 90/10/07 | ساعت15:56 | توسط محمدرجنی |

ادامه مطلب




 

پی نوشت : عکسی یادگاری از رزمندگان شهرستان آزادشهر


+ نوشته شده در 90/10/06 | ساعت18:54 | توسط محمدرجنی |





روزهاى سال، به طور طبيعى و به خودى خود همه مثل همند؛ اين انسانها هستند،

 اين اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست كه يك روزى را از ميان روزهاى ديگر برميكشد

 و آن را مشخص ميكند، متمايز ميكند، متفاوت ميكند و مثل يك پرچمى نگه ميدارد

 تا راهنماى ديگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى

 ديگر فرقى ندارد؛ اين حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز جان ميدهد،

 معنا ميدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همين قبيل است. اين مردمند كه ناگهان با

 يك حركت روز نهم دى را هم متمايز ميكنند. حماسه «نهم دی ماه» در كلام رهبر انقلاب

 


+ نوشته شده در 90/10/05 | ساعت12:49 | توسط محمدرجنی |





 
حماسه «9 دی» در کلام حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای
 
دست خدا را در ۹ دی دیدیم

 رخداد "9 دی" در تاریخ عمر نظام جمهوری اسلامی ایران یک نقطه عطف است؛ نقطه عطفی

 که حقیقت آن را فقط و فقط می‌توان در کلام کسی یافت که سکان‌دار کشتی انقلاب است و 9 دی

 ثمره سال‌ها صبر، بصیرت‌افزایی و ولایت اوست.

خبرگزاری فارس: دست خدا را در ۹ دی دیدیم

 آنچه که در ادامه می‌خوانید، متن کاملی است از بیانات و نظرات مقام معظم رهبری که طی دو سال

گذشته درباره " 9 دی" بیان شده‌اند.


متن کامل را در اینجا بخوانید.

 


+ نوشته شده در 90/10/05 | ساعت12:42 | توسط محمدرجنی |

ادامه مطلب




 

فردا در سالن همایش های بین المللی برج میلاد و در حاشیه تجلیل از شاعران بصیرت

 آفرین نرم افزار شهید مهدی رجب بیگی رونمایی می شود.

 امیر جعفری فرمانده مرکز مقاومت بسیج شهرداری تهران در این باره گفت: این نرم افزار

 شامل تمام دست نوشته های باقی مانده از شهید رجب بیگی شامل مقاله، تحلیل ، شعر ، طنز

 و ... است که برخی از آنها با نام مستعار « م.فنی » در برخی نشریات روزهای اول انقلاب

 به چاپ رسیده است . او افزود : به جز تصویر این دست نوشته ها نسخه رایانه ای و قابل

چاپ و درج در نشریات آن ها نیز در دسترس کاربران خواهد بود .

فرمانده مرکز مقاومت بسیج شهرداری تهران گفت: دو فیلم مستند از زندگی شهید رجب بیگی

 و یک مستند درباره شهدای لانه جاسوسی یعنی عزیزانی که در تسخیر لانه شیطان نقش داشتند

 و بعدها به شهادت رسیدند نیز در این نرم افزار گنجانده شده است.

 

جعفری گفت: پرونده ویژه تسخیر لانه جاسوسی شامل اسناد کشف شده از سفارت آمریکا و

نیز یک فیلم کمتر منتشر شده از سخنرانی شهید رجب بیگی به عنوان سخنگوی دانشجویان

پیرو خط امام در بین خطبه های نماز جمعه از بخش های جذاب این نرم افزار است.

شهید مهدی رجب بیگی از شهدای بصیرت ، در پنجم مهرماه سال ۱۳٦۰ به دست گروه گمراه

منافقین به شهادت رسید و این شهید امسال به عنوان « شهید سال » معرفی شده است.

بسیج شهرداری تهران با همکاری مرکز همایش های بین المللی برج میلاد بعد از ظهر فردا در

 مراسمی از شاعران بصیرت آفرین با حضور شهردار تهران و برخی مسئولان قدردانی خواهد

کرد.

 


+ نوشته شده در 90/10/04 | ساعت17:1 | توسط محمدرجنی |